تبليغاتX
.•*¨°¤ بــــانــــوی مــــهتاب ¤°`*•.

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاق پر از عکس ميشه ولي

 هميشه دلت واسه کسي تنگ ميشه که نمي توني عکسشو

     بزني به ديوار.    

 

 

+ نوشته شده در 2007/7/8ساعت 17:3 توسط بــانــو |

پا در راه مي گذارم
در کوچه و پس کوچه تنهائي مي گردم
همان محله هاي هميشگي
مملو از سکوت و يکنواختي
پرندگان اين محله نمي خوانند
گلهايش عطري ندارند
و درختهايش
هيچگاه سبز نيستند
رنگ خاکستري چشم را مي آزارد

پاها خسته
کمر خميده
مو رو به سفيدي مي رود

 
عمر مي گذرد
اما چه سخت
زندگي در امتداد يک خط بدون عرض
تنها مي گذرد

ساکن کوچه تنهائي
نمي بيند که چه تنهاست ديگري نيز
نمي شنود کلامي , چون نمي گويد سلامي
طعم تلخ سکوت خنده را از يادش برده
تا به کي؟
چشمهاي بسته , گوشهاي گرفته و لبان دوخته
بايد رفت از اين کوچه
بايد رفت
بـــــــــايــد رفــــت
 
 
+ نوشته شده در 2007/6/29ساعت 15:34 توسط بــانــو |

سلام به  عزیزان همراه

باز هم یک ستاره دیگه آسمان هستی را ترک کرد

متاسفانه دیشب خبردارشدم که مهستی خواننده مشهور و قدیمی کشورمان درگذشت.


این مصیبت وارده را به تمام ایرانیان به خصوص جامعه هنرمندان تسلیت میگوییم.

روحش شاد،یادش گرامی

فقط میتونم بگم که واقعا حیف...حیف این عزیزان که از میان ما میرن....و جاشونو هیچ کس نمیتونه بگیره..همونطور که هیچ کس نتونست جای هایده عزیز رو بگیره....

 

 

 

      بیوگرافی کوتاهی از زندگی زنـده یـاد مهستی عزیز

 

 

 

خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در

سال 1946(1316) در شهر شیراز متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز

یاحقی کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در

دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت.

کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد.

 در سال 2005 نیز در این کشور توسط جمعی از ایرانیان از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه

 موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد. از وی 35 آلبوم موسیقی منتشر شده که اغلب

 آنها با استقبال روبرو شده است.

مهستی در سن شصت یک سالگی به دلیل ابتلا به سرطان در لس آنجلس درگذشت

  

 

                            


این دو اهنگ جز قدیمیترین وزیبانرین آهنگ های مهستی عزیز را تقدیم میکنم به

 دوستداران زنده یاد مهستی عزیز

آن که دلم را

ای خدای آسمانها

همیشه سبز

روحش شاد .یادش جاویدان وگرامی

+ نوشته شده در 2007/6/26ساعت 16:55 توسط بــانــو |

لحظه ی خدافظی به سینه ام فشردمت

اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت

دل من راضی نبود به این جدایی نازنین

عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت

گفتی به من غصه نخور می رم و بر ميگردم

همسفر پرستو ها ميشم و بر ميگردم

گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی

گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم

رفتی و رفت از چشام نور دو دیده

پرستو های عاشق به خونشون رسیدن

اما چرا عزیز دل هر گز تو رو ندیدن

گفتی به من غصه نخور می رم و بر ميگردم

همسفر پرستو ها ميشم و بر ميگردم

گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی

گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم

عزیز رفته سفر کی برمیگردی

چشمونم مونده به در کی برمیگردی 

+ نوشته شده در 2007/6/26ساعت 8:39 توسط بــانــو |

حالا
از تمامي قصه ، تنها

قاب عكسي مانده ست

كه شباهتي عجيب به دختري از تبار ترانه دارد

حالا باران كه مي آيد

خاك اين دختر خالي

هنوز بوي عشق و عود و عسل مي دهد

حالا مدام از پي نشاني تو

فنجان هاي قهوه را دوره مي كنم

 

مدام اين چشم بي قرار را

با بغض و بهانه ي باران آشنا مي كنم

مدام اين دل درمانده را

با باور برودت عشق

آشتي مي دهم

بايد اين ساده بداند

بـانــوي مــاه بيداري ها

ديگر به خانه ي خواب و خاطره باز نخواهد گشت  

 

عزیزان نمیدونم چرا مطلب خود بخود پاک شد همینجا از عزیزانی که نظراتشون
پاک شده تشکر و معذرت خواهی میکنم

+ نوشته شده در 2007/6/22ساعت 15:31 توسط بــانــو |